مصاحبه آقای دکتر ستوده با ماهنامه دنیای لاستیک و تایر
تاریخ : دوشنبه 16 مهر 1397
گروه : اخبار عمومی
تعداد بازدید : 176 بار
چکیده :

گفتوگو با آقای دکتر اسکندر ستوده،

مدیرعامل مجتمع صنایع لاستیک یزد

آقای دکتر اسکندر ستوده- مدیرعامل مجتمع صنایع لاستیک یزد، متولد فروردین 1330 در شهرستان ابهر است و بیش از 35سال سابقه، در داخل و خارج از کشور، در صنعت و دانشگاه دارد.

ایشان مدارج تحصیلی فوقدکترا در ترموپلاستیک الاستومرها و دکترا در اقتصاد و فناوری پلیمرها را از دانشگاه آستون انگلستان دریافت کرده است. در این دانشگاه و دانشگاههای داخلی مانند دانشگاه تهران، الزهرا و خواجهنصیر بهعنوان استاد تدریس کرده است. دکتر ستوده همکاری خود با صنعت تایر را، بهعنوان کارشناس و مدیر در سمتهای شغلی متعددِ مدیریتی، از سال 1361 شروع کرده و این صنعت هم چنان از تجربههای صنعتی و آکادمیک ایشان بهره میبرد.

ایشان دبیری چندین دوره همایشهای بهیادماندنی بینالمللی و ملی لاستیک در ایران را بهعهده داشته است. 16مقالهی علمی به زبان انگلیسی، 7 مقالهی علمی به زبان فارسی و 11 کتاب و مجموعه مقالههای همایشهای لاستیک از آثار ماندگار ایشان است.

با ایشان گفتوگوی صمیمانهای در دفتر مرکزی یزدتایر داشتیم. در این گفتوگو ایشان علاوه بر بحثهای تخصصی درزمینهی تایر، در حوزهی مدیریتی نیز نکتههای آموزشی و تجربی ارزندهای مطرح کردند که برای مدیران اجرایی ما میتواند بسیار مفید و راهگشا باشد.

                                                                                         سردبیر

 

     مهندس تفرشی-            

آقای  دکتر

خیلی متشکریم از وقتیکه به ما دادید. جنابعالی از اوایل دههی 50 وارد صنعت شدهاید و تجربههای متفاوتی در صنعت دارید. مدتی کیانتایر بودید، بعد به وزارت صنعت و پسازآن هم به شرکت لاستیک دنا و شرکت مهندسی و تحقیقات صنایع لاستیک رفتید. میخواستم بپرسم چه تفاوتهایی بین کار کردن در سازمانهایی مانند وزارت صنعت یا شرکت مهندسی، با کار کردن در کارخانه وجود دارد و روحیهی شما با کدام نوع از این کارها سازگاری بیشتری دارد؟

دکتر ستوده- در هر دو نوع، با دیدگاه گوناگونی باید کار کرد. در کارخانه، بهطور مستقیم با تولید در ارتباط هستیم و کار یک کار اجراییست. این کار با کار ستادی بسیار متفاوت است. البته من سعی کردم با هردو نوع کار کنار بیایم، ولی میتوانم بگویم لذتی که در تولید است، در کار ستادی نیست، زیرا در تولید، بهره و ثمرهی کار خود را بهصورت فیزیکی و زود لمس میکنیم و این انگیزهی بیشتری به من میدهد.

مهندس تفرشی- شما مدتی به کانادا رفتید. پیش از سفر به کانادا در صنعت تایر بودید. وقتی برگشتید، در یک شرکت لوازمخانگی مشغول به کار شدید و سپس دوباره به صنعت تایر برگشتید. همانطور که میدانید در بحث مدیریت داریم که "یک مدیر سه مهارت باید داشته باشد: مهارتهای انسانی، ادراکی و فنی" آیا شما این مطالب را لمس کردهاید که اگر کسی مهارت فنی نداشته باشد، ممکن است به مشکل بربخورد؟

دکتر ستوده- در سطح بالای مدیریت، تخصص و داشتن نگرش فنی، یک الزام نیست؛ یک مزیت است و من چیزی که در خارج کشور دیدم این است برای یک مدیر، دانش اقتصادی بسیار مهمتر از دانشهای دیگر است و مدیر، حتی مدیر کارخانه نیز، در کنار مدرک مهندسی، یک مدرک "MBA" (کارشناسی مدیریت دادوستد) هم باید داشته باشد تا مدیر موفقی شود. درواقع "MBA" در مدیریتِ نوین برای ادارهی موضوعهای اقتصادیِ آن مجموعه بسیار کمک میکند و مجموعه بهتر اداره میشود. البته جدای از آن باید با 5S (آراستگی محیط کار)، تولید ناب و تمامی موضوعهای بهبود از نگاه مهندسی صنایع آشنایی داشته باشد. همچنین یک مدیر جدای از TS (استاندار مدیریت کیفیت در صنعت خودرو)، باید با استاندارهای دیگر جهانی آشنایی داشته باشد و قانونهای کار و قانونهای محیط‌‌زیست و قانونهای ایمنی و بهداشت محیط کار را بشناسد و در کنارِ گرفتن مدرک دانشگاهی، این دورهها را هم حتماً گذرانده باشد.

خانم باقری- پس علاقهی شما به صنعت تایر باعث شده است به این صنعت برگردید؟

دکتر ستوده- بله، صنعت تایر دیگر وجود ما شده است. البته من فقط دو سالی در لوازمخانگی بودم و بعد به صنعت تایر و لاستیک برگشتم. در کانادا هم من در صنعت پلیمر که بهنوعی با تایر هماهنگی داشت، کار میکردم. در آنجا با مواد جدید ترموپلاستیکها که کاربرد آن بهویژه در قطعههای خودروست، کار میکردم.

مهندس تفرشی- اشاره به کانادا کردید؛ استنباط من هم از زمانیکه در امریکا بودم این است که ما در ایران مدیریتهای عاطفی منعطف داریم ولی آنجا و در کشورهای توسعهی یافته، به نیروی کار خیلی ابزاری نگاه میکنند و مدیریت بسیار خشک است. آیا شما هم این تجربه را لمس کردهاید؟

دکتر ستوده- البته مدیریت ما ممکن است منعطف باشد، ولی من اینکه آنها خیلی خشک باشند را قبول ندارم. در آنجا همهچیز بسیار قانونمند است و همهچیز سرِ جای خودش قرار دارد. هرکس همان کاری که باید انجام دهد را در زمان خودش انجام میدهد. در کشورهای پیشرفته مدیریت تعریفشده است؛ تولید ناب در این کشورها به معنای واقعی اجرا میشود؛ واحدها بهرهور هستند و چیزی به نام انبار و انباشت محصول و سرمایه وجود ندارد؛ در حقیقت انبار حذفشده است.

یکی از ارکان بهرهوری همین است که سرمایهی شما در انبار نماند، چه بهصورت مواد اولیه، چه محصول تولیدشده و چه چیزهای دیگر، زیرا این یک هزینهی اضافیست که به سازمان تحمیل میشود، ولی دیده نمیشود. باید با حذف انبار، گردش نقدینگی کوتاه شود. پسازآن تولید ناب است؛ یعنی خط تولید ما باید طوری باشد که وقتی کالا وارد میشود، از آنطرف بدون معطلی خارج شود.

موضوع بسیار مهم دیگری که در مدیریت مطرح است این است که هر حرکتی که منجر به ارزشافزوده نشود، تلفشده است؛ یعنی مدیریت باید بر این مبنا باشد. در کشورهای پیشرفته همهی اینها برای مدیر، مهندس و کارگر تعریفشده است. به این دیگر نمیتوانیم مدیریت خشن بگوییم. امروز شنیدیم که در ژاپن یک نفر را بهخاطر اینکه سه دقیقه زودتر برای ناهار رفته بود، جریمه کردند. در کشورهای پیشرفته اینگونه است؛ برای هرکس، تمامی زمانها و کارها مشخص و حساب‌‌شده است و کار به شخص بستگی ندارد؛ کار سیستمیست و خط تولید نباید بخوابد. اگر روزی یک نفر نباشد، کار نمیخوابد، زیرا همهچیز مکانیزه و سیستمی اجرا میشود.

مهندس تفرشی- بله، البته همان سیستم را هم انسانها مدیریت میکنند و یک بحثی وجود دارد که میگوید تمام کارکنان شرکت، سرمایههای آن شرکت هستند؛ ولی در جای دیگر گفته میشود نیروهای کلیدی، سرمایههای شرکت هستند. نظر شما دراینباره چیست؟

دکتر ستوده- بله، نیروهای باکیفیت، سرمایههای شرکت هستند؛ گرچه بهنظر من باید همه نیروهای شرکت باکیفیت باشند. البته نیروهای کلیدی، در هدایت یک واحد نقش اساسی دارند؛ بهویژه نقش مدیرعامل شرکت که با طرز فکر خود، سازمان را هدایت میکند، بسیار مهم است؛ ولی در کل تمامی نیروهای یک شرکت میباید باکیفیت باشند و سرمایههای واقعی هر شرکت، نیروهای انسانی آن شرکت هستند.

مهندس تفرشی- ما نیروهای موجود در صنعت تایر را به نسل اول و دوم و سوم تقسیمبندی کردهایم. آیا این تقسیمبندی بهنظر شما درست است؟

دکتر ستوده- بستگی به این دارد که این تقسیمبندی از چه نظر انجامشده است. اگر ازلحاظ عمری که یک نسل سپری کرده است، باشد، این تقسیمبندی درست است؛ اما اگر ازلحاظ کارهایی که یک فرد انجام داده است، باشد، موضوع چیز دیگریست. بهنظر من اگر یک نیروی جوان، با دانش و با مهارت باشد، میتواند این فاصلههای نسلی و زمانی را بسیار سریع پُر کند، چون در دنیا هم بدینگونه است که فردی که وارد کار میشود، با چه دانش و مهارت و هدفهایی وارد میشود و چه کارهایی میتواند انجام دهد و فقط به سن و سال توجه نمیشود.

مهندس تفرشی- من و خیلی از همدورهایهایم وقتی در دههی شصت وارد صنعت شدیم، دستگاهها بسیار ناکارآمد و بهعبارتی قلقی شده بودند. در آن دوره، تجربه نقش بسیار مهمی در انجام کارها داشت؛ ولی بهتدریج با آمدن دستگاههای جدید و دانش جدید، ارزش تجربه، بهمرور کمتر شد. در این مورد چه نظری دارید؟

دکتر ستوده- در اینکه تجربه ارزشمند است، شکی نیست. تجربه سرمایهی بنگاه است، ولی چیزی که ما به آن کمتر توجه میکنیم، آموزش هنگامِ کار است. در کشور ما، برعکس کشورهای صنعتی، سعی نمیکنیم دانش افراد را هرچند مدت یکبار، در همان زمینهی کار خودشان، از راه آموزشهای هنگام خدمت افزایش دهیم.

موضوع دیگر دربارهی نیروی انسانی، تنوع شغلیست. ما میخواهیم یک نفر همیشه در یک مهارت باقی بماند، ولی در دنیا با آموزشهای گوناگون کاری میکنند که یک فرد چندین مهارت داشته باشد و ذهن او خلاقتر شود. بهدلیل این سیستمِ آموزشِ نیروی انسانی، آن بنگاه بهدلیل نداشتن نیروی ماهر، هیچگاه معطل نمیماند؛ یعنی اگر یک روز کسی نیامد، افرادی دیگری هستند که بتوانند جایگزین او شوند و کار را پیش ببرند.

موضوع مهم دیگر این است که مدیر نباید فقط پشتمیزنشین باشد، بلکه مدیر باید توانمندی فنی هم داشته باشد. داشتن توانمندی فنی مدیران دو حُسن دارد: یکی اینکه درصورت نداشتن نیرو، خود آن مدیر میتواند از خوابیدن بنگاه تولیدی خود جلوگیری کند، دوم اینکه چون خودِ مدیر بالای سرِ کار است، هیچوقت سر آن مدیر در زمینههای فنی کلاه نمیرود؛ بنابراین تجربهی افراد بسیار مهم است و تجربه را اصلاً نمیشود حذف کرد، ولی باید به تجربهی افراد دانشهای جدید هم بیفزاییم تا همافزایی لازم ایجاد شود.

 در کنار این موضوع، آموزشهای درونسازمانی نیز باید بسیار فعال و پویا باشد. در اروپا، ژاپن و امریکا، بسیار به آموزشهای درونسازمانی اهمیت میدهند. موضوع مهم دیگر این است که ازآنجاییکه ماشینآلات جدید، بسیار مدرن هستند و برای کار با این ماشینآلات، کارایی یک فرد با مدرک دیپلم اصلاً جوابگو نیست، باید یک فرد لیسانس را بهکار گرفت. الآن تکنیسینی که دانش کار با دستگاه را میداند، دستکم باید فوقدیپلم باشد و در آینده ممکن است برای این کار لیسانس لازم باشد تا کار با دستگاه را به دیگران هم آموزش دهد. درحالحاضر در کارخانهی ما افرادی که دستگاههای تایرسازی ما را به کار میاندازند، مدرک کارشناسی دارند و این کسر شأن آنان نیست که با مدرک لیسانس این کار را بکنند، زیرا این نیاز صنایع امروزیست.

مهندس تفرشی- آقای دکتر اوضاع فعلی کشور را شما چطور ارزیابی میکنید؟ این تحریمها و بحثهای دلار و سامانهی نیما چه اثری روی کار شما گذاشته و میگذارد؟ برای دستگاه آزمون اندازهگیری مقاومت غلتشی تایر که برای شرکت مهندسی و تحقیقات صنایع لاستیک گرفته بودیم، من به وزارت صنایع رفتم. در آنجا شخصی از بانک مرکزی آمده بود و میگفت به هرکس میخواهد از راه نیما ارز بگیرد، آموزش میدهند و بعد من متوجه شدم که در سامانهی نیما، باید با قیمت توافقی، از اشخاصی که ارز میفروشند، ارز خریداری شود و گویا در عمل ارز 4200 تومانی وجود ندارد.

دکتر ستوده- صنعت تایر و کالاهای اساسی جزو ارز 4200 تومانی هستند یا حتی 3800 تومانی که اگر اینطور باشد، بهتر است؛ در این صورت ما لازم نیست ارز را بخریم. ارز را دولت به ما میدهد و ما ثبت سفارش را به بانک کارگزار میدهیم و آنها نیز از بانک مرکزی ارز را میگیرند و تخصیص ارز میدهند. ما هیچ پیچیدگی در این زمینه نداریم؛ مشکلی که ما داریم، سوددِهی این صنعت است، زیرا در کشوری زندگی میکنیم که نرخ بهرهی بانکی 18 درصد است؛ یعنی وقتی ارز از بانک میگیریم، برای توسعه باید دستکم 18 درصد، بهعلاوه یکی دو درصد بیشتر سوددِهی داشته باشیم. پس ما دستکم باید بالای 20 درصد سود کنیم، درحالیکه سودِ این صنعت، از بهرهی بانکی کمتر است؛ بنابراین آیندهی این صنعت در مخاطره است.

باید قیمتهای فروش این صنعت طوری مهندسی شود که بتواند سوددِه باشد و توسعهی فناوری دهد. یکی از راههای رسیدن به این هدف، این است که بتوانیم راههای ورود کالای مشابه را کنترل کنیم. در تمام دنیا متداول است که برای اینکه یک صنعت بماند و بتواند توسعهی فناوری و کیفی و کمی بدهد و سودده شود، دولت با حمایتهای منطقی از صنعت حمایت میکند. دولت موظف است برای حمایت از صنعت، سیاستگذاری کند.

یکی از کارهای مهم دیگر، کار فرهنگی برای مصرفکننده است که تشویق به مصرف کالاهای داخلی شوند. متأسفانه میبینم که در کشور ما، حتی تولیدکنندگان خودرو نیز از خارج تایر میآورند و این خیلی عیب است و اِشکال دارد که افتخار میکنیم خودروی داخلی میسازیم، ولی تایر خارجی برای آن استفاده میکنیم. الآن شما خودروهای کرهای و چینی و حتی اروپایی را ببینید، تمامی خودروها تایرهای ساخت همان کشور را روی خودروهایشان استفاده میکنند؛ بنابراین ما باید فرهنگسازی کنیم که هم تولیدکنندگان وهم مصرفکنندگان به کالای داخلی اعتماد کنند. کالای ما بر اساس استانداردهای جهانی ساخته میشود. استاندارد اجباری تایرهای ما مخلوطی از استاندارد اروپا و امریکاست؛ بنابراین استاندارد بسیار بالایی را میگذراند. صنعت تایر، صنعتی بسیار استراتژیک است؛ کل حملونقل بر پایهی تایر است و اگر تایر نباشد، حملونقل مختل شده و مشکل بزرگی برای کشور بهوجود میآید. دوم اینکه ما نفت داریم و بجای اینکه نفت را خامفروشی کنیم، بهتر است صنعت را توسعه دهیم. برای نمونه کارخانههای تایرسازی را توسعه دهیم تا بتوانیم بجای نفت، تایر صادر کنیم؛ یا مواد اولیه مانند دوده، کائوچوی مصنوعی، نخ، سیمطوقه، اکسید روی و مواد تولیدی خودمان را که همگی در صنعت تایر مصرف میشود، توسعه دهیم تا نیاز به واردات این مواد نداشته باشیم. درحالحاضر 55 درصد مواد اولیهی تایر ما در داخل تولید میشود؛ بنابراین صنعت تایر یک صنعت با مزیت نسبی خوب است و باید صادراتمحور باشد تا به این وسیله، ارزآوری خوبی برای کشور داشته باشیم.

مهندس تفرشی- در رابطه با صادرات الزامهایی مطرح است مانند  SWR ،REACh و E-Mark. الآن وضعیت ما برای صادرات چگونه است؟

دکتر ستوده- ما استاندارد ایمنی اروپا شامل استاندارد ایمنی R31 را بهطور کامل پاس میکنیم. یک استاندارد زیستمحیطی هم داریم با عنوان R117 یا SWR که شامل صدا، مقاومت غلتشی و چنگزنی در جادههای خیس است. این استاندارد دو ویرایش دارد: یکی پیش از سال 2015 میلادی و یکی پسازآن. تایرهای ما استاندارد 2015 میلادی به قبل را رعایت میکنند، ولی از 2015 میلادی به بعد، استاندارد صدا و مقاومت غلتشی را تغییر دادند؛ بهاینصورت که عدد صدا پایین آمده و 70 شده است. در حقیقت زمانیکه استاندارد میآید، فوری نمیتوان آن را پاس کرد. ما درحال انجام این کار هستیم که این استانداردها را نیز پاس کنیم. خودروسازان نیز برای اینگونه تایرها درخواست ویژه گذاشتهاند و این هزینه دارد. اگر یک واحد تولیدی بخواهد این نیاز خودروساز را برطرف کند، بهطورمسلم آن تایر، قیمت و فناوری خاص خود را خواهد داشت و تولید آن هم زمان میبرد. برای رسیدن به این هدف، بهتر است خودروسازان ما را از نیازهای خود، پیش از تولید یک خودرو باخبر کنند.

ما برای صادرات هیچ مشکلی نداریم، زیرا صادرات بر اساس استاندارد اروپاست که ما آن را پاس میکنیم. درحالحاضر هم به رومانی، قزاقستان و اوکراین تایر صادر میکنیم.

مهندس تفرشی- در رابطه با قانون ریچ چطور؟

دکتر ستوده- قانون ریچ (REACh) در اروپا هم هنوز بهطور کامل در همهی کشورها اجرایی نشده است. ما هم مقدمات آن را فراهم کردهایم که در یک بازهی زمانی 5ساله، خودمان را برای آن آماده میکنیم. قانون ریچ با قانون استاندارد اروپا متفاوت است.

مهندس تفرشی- بهنظر من با توجه به اوضاع فعلی و قیمت تمام‌‌شده و قیمت فروش محصول، طبعاً وقتی شما بخواهید تایر سبز با رعایت قانون ریچ تولید کنید، باید با سازمان حمایت از مصرفکنندگان، جلسه گذاشته و آمادگی ذهنی در ایشان ایجاد کنید.

دکتر ستوده- ببینید وقتی میگوییم تولید رقابتی، پس اصلاً قیمتگذاری شامل حالش نمیشود. ما باید محصولی تولید کنیم که بتواند در بازار با رقیبان رقابت کند. سازمانها فقط باید نقش نظارتی روی تولید و توزیع داشته باشند، نه اینکه دخالت کنند. من فکر میکنم مسؤولیتها اشتباه تعریف‌‌شده است. نظارت با دخالت خیلی فرق دارد. سازمانهای دولتی باید ناظر در موضوعهای تولیدی باشند و سیاستگذاری کنند و در تولید یا تعیین قیمتِ محصول دخالت نکنند. به باور من صنعت تایر، شامل قیمتگذاری نمیشود.

مهندس تفرشی- آقای دکتر آیا این فضا وجود دارد؟

دکتر ستوده- وجود داشت و بهنظر من هنوز هم وجود دارد و آنها باید آمادگی پذیرفتن این موضوع را داشته باشند. بهنظر من آنها لاجرم خواهند پذیرفت که صنعت قابلکنترل نیست. صنعت باید خودش مسیر خودش را در تولید رقابتی و اقتصاد آزاد پیدا کند و این عرضه و تقاضاست که میباید باهم بالانس شوند.

خانم باقری- با توجه به اشارهی شما به جلب اعتماد مشتری برای مصرف کالای داخلی، بهنظر شما تایرسازان داخلی چگونه میتوانند این اعتماد را بهوجود بیاورند و نسبت به تایرهای خارجی مزیت کسب کنند؟

دکتر ستوده- یک: از راه تولیدِ باکیفیت و فناوریِ بهروز که قابلرقابت باشد و با استانداردهای جهانی و داخلی مطابقت داشته باشد؛ دوم از راه قیمت که باید در بازار قابلرقابت باشد و سوم موضوعهای خیلی مهم مشتریمداری یا خدمات پس از فروش. ما باید بهترین خدمات پس از فروش را داشته باشیم. ما در لاستیک یزد 36ماه ضمانت محصول برای تایرهایمان داریم؛ یعنی اگر مشتری به هر دلیلی ناراضی بود تا 36ماه بدون چونوچرا تایر را تعویض میکنیم. البته این را هم بگویم که بسیار کم اتفاق میافتد که محصولی برگردد. مشتری باید بداند که جنس داخلی که میخرد، واقعاً ازلحاظ خدمات پس از فروش حمایت میشود.

ما همچنین بر روی آموزش مشتری هم تمرکز کردهایم. ما میخواهیم دانش مصرفکنندگان درزمینهی مصرف تایر را هم بالا ببریم. برای نمونه اگر بادِ تایر مناسب نباشد و تایر بهصورت کمباد استفاده شود و مشکلی برای آن پیش بیاید، اشکال از تولید نیست؛ از نوع استفاده است. ما برای آموزش مشتری، کتابچههای راهنما هم تهیهکردهایم و آن را دراختیار مشتریانمان قرار میدهیم.

مهندس تفرشی- چند وقت پیش ما هم در شرکت مهندسی و تحقیقات صنایع لاستیک، مراجعهکنندهای داشتیم که تایر خودرویش ترکیده بود. جریان ازاینقرار بود که تایر یک پژو 206 نو که بهتازگی خریداری‌‌شده بود، در اتوبان تهران- ساوه میترکد و خودرو چپ میکند. در این حادثه نزدیک بوده چندسرنشین خودرو کشته شوند. ازآنجاییکه سرعت خودرو هنگام تصادف، 130کیلومتر در ساعت بوده است و در این سرعت تایر نباید بترکد، مالک خودرو بهدنبال مقصر این تصادف بود. ما سازندهی تایر را به ایشان معرفی کردیم و ایشان به قسمت خدمات پس از فروش آن تایرسازی رفته و لاشهی تایر را هم برای بررسی برده بود. کارشناسان تایرهای خسارتی پس از بررسی متوجه شدند که پیشتر تایر پنچر شده بوده و آپاراتی همان تایر پنچر را فتیلهگذاری کرده و تایر از همان محل فتیله ترکیده است. واقعاً هم آموزش مصرفکننده و هم آموزش آپاراتیها در این زمینهها بسیار ضروریست.

دکتر ستوده- بله، ما برای آموزش آپاراتیها نیز کارهای زیادی انجام دادهایم. تایر رادیال را برای پنچرگیری باید به افراد ماهر سپرد. ما در 12 استان آپاراتیهایی که تایرهای سواری رادیال را  پنچرگیری میکنند به کارخانهی خود بردیم تا با خط تولید و چگونگی ساخت تایر آشنا شوند و آنها را در این زمینهها آموزش دادیم. ما نمایندگان تایرهای خسارتی خود را که وظیفهی تشخیص تایرهای مشکلدار را دارند، آموزش دادیم تا دانش آنها بالاتر برود.

تایر یک کالای بسیار حیاتیست. مهم نیست با چه خودرویی از تایر استفاده میکنید، بلکه خودِ تایر در خودرو، یک قطعهی حیاتیست. حتی مهم نیست تایر را کدام سازنده تولید کرده است؛ اگر بهترین تایر هم بد استفاده شود، عملکرد مطلوبی نخواهد داشت. با تایری که برای سرعت 120 کیلومتر ساخته میشود، نمیشود با سرعت 180 کیلومتر رانندگی کرد. درست است که تایر در سرعت 180 کیلومتردر ساعت هم تست‌‌شده و جواب داده است، ولی مطمئناً در آن سرعت دچار مشکل میشود؛ پس طبقهبندی سرعت هر تایر و نحوهی استفاده از تایر بسیار مهم است.

مهندس تفرشی- با توجه به بحث تحریمها، آیا برای همکاری کارخانهی شما با فردشتاین هلند مشکلی پیش نمی‌‌آید؟ پیشبینی و اقدامهایی در این زمینه دارید؟ برای نمونه اگر جلوی مالزی را بگیرند که کائوچوی طبیعی به ما ندهند، استراتژی شما چیست؟

دکتر ستوده- اولاً امیدواریم چنین موقعیتی پیش نیاید؛ ولی با توجه به تجربههای قبلی، ما فکر همهچیز را برای شرایط تحریم کردهایم و نمیگذاریم برایمان مشکلی پیش بیاید. البته ما بخش خصوصی هستیم و شرکت فردشتاین هم ارتباط زیادی با امریکا ندارد و مشکلی در این زمینهها درگذشته نداشتهایم. دربارهی مواد اولیه هم ما باید مواد موردنیاز خود را از راههایی که داریم، تأمین کنیم.

مهندس تفرشی- پرسش دیگر من دربارهی زندهیاد مهندس فریبرز عوض ملایریست. خود من از سال 1362 با زندهیاد مهندس ملایری- دوست و همکاری که خیلی نابهنگام از دست دادیم- همکار بودم. ایشان علاوه بر همکاری با شما درزمینهی گرفتن امتیاز چاپ نشریهی صنعت لاستیک ایران در شرکت مهندسی و تحقیقات صنایع لاستیک،- که انتشار آن با همت شما آغاز شد و در بیست سال گذشته با پشتکار مهندس ملایری و حمایت مدیران وقت شرکت مهندسی بیوقفه ادامه داشته است- مدت زیادی هم در یزد تایر با شما همکاری داشته است. شما خاطرهای یا موضوعی از ایشان به یاد دارید که برای خوانندگان ما تعریف کنید؟

دکتر ستوده- بهنظر من دربارهی شادروان مهندس ملایری، باید عدهای از همکاران که ایشان را از دور و نزدیک میشناختند و با ایشان کار کرده بودند، جمع شوند و در رابطه با ایشان صحبت کنیم؛ ولی در کل میتوانم بگویم ایشان بسیار کیفیتگرا بود. علاقهی عجیبی به بهبود و سیستمی شدن خط تولید داشت و در این زمینه هم بسیار موفق بود. آقای مهندس ملایری کارهایی که میخواست را اجرایی کرد. الآن در یزدتایر 5S اجرایی شده است و خط تولید خیلی تمیز و سیستمیای داریم. ایشان مثل من، بر آموزش و توسعهی منابع انسانی بسیار تأکید داشت. ما الآن در یزدتایر دوران بیست و خوردهای سالگی را گذراندهایم و نیروهایی از پیش ما رفته یا بازنشسته شدهاند؛ برای جایگزینی این نیروها، ما نیروهای جدید آوردیم و آنها را در کنار نیروهای قدیم قرار دادهایم تا ساخته شوند. این نیروها ضمن گرفتن تجربهی افراد قبلی، با آموزش و فراگرفتن دانش فنیِ بیشتر، طی برنامههای تئوری و عملی، نهتنها نیاز ما را برطرف میکنند، بلکه فراتر از آن نیز رفتهاند.

همچنین در رابطه با یزدتایر توضیحی که باید بدهم این است که تولید تایر ما درحالحاضر 100 درصد رادیال است؛ در حقیقت تولید ما بهطورکامل رادیالمحور شده است. البته دربارهی تایرهای دوچرخه و موتورسیکلت که 10 درصد از تولید ما هستند، بایاس تولید میکنیم؛ ولی آنها هم تیوبلس هستند. ما دیگر اصلاً به تایر بایاس فکر نمیکنیم و خط تولید تایر ما بهطورکامل رادیالیزه شده است. در یزدتایر پیشتر ما 6000 حلقه تایر در روز تولید میکردیم، ولی الآن 9000 حلقه تولید داریم که این یعنی 50 درصد افزایش ظرفیت داشتهایم. تا آخر امسال هم با نصب ماشینآلات جدیدی که خریداری‌‌شده است، 12000 حلقه تایر در روز تولید خواهیم کرد و تا دو سال آینده، تولید ما به 15000 حلقه تایر در روز خواهد رسید.

با سایزهای جدید، دیگر مانند قبل فقط تایر 13 و 14 نمیزنیم و سایز 15 و 16 را بهوفور برای ماشینهای جدید تولید میکنیم. فاز بعدی توسعهی ما تولید تایرهای سری "V" است. با دانش فنی فردشتاین هلند برای خودروهای لاکچری و همچنین تولید اندازههای گوناگون تایر، برای صادرات برنامههایی داریم. یزدتایر کمکم به کارخانهی اقتصادیِ 50 هزار تنی تبدیل میشود. ما تولیدکنندهی تایرهای سری "V" هستیم که تا 240 کیلومتر سرعت گارانتی میشوند و در اختیار خودروسازان گوناگون مانند سایپا، ایرانخودرو، بهمن، کرمان خودرو، ام وی ام و رنوِ فرانسه که ما جز تأمینکنندگان آنها هستیم، قرار میگیرد.

مهندس تفرشی- مشکلی که وجود دارد این است که خودروسازان بدون برنامهی قبلی اقدام به تولید خودروی جدید کرده و تایر آن را سریعاً درخواست میکنند، برنامهی شما برای رویارویی با این مشکل چیست؟

دکتر ستوده- بله، در کشور ما نقشهی راه مشخص نیست. در دنیای صنعتی متداول است که وقتی خودروسازی پروژهای را شروع میکند، با قطعهساز و تایرساز و بقیهی تأمینکنندگان خود، بهصورت هماهنگ کار میکند، ولی من فکر میکنم خودروسازان ما نقشهی راه ندارند و بهصورت دلبخواهی خودرویی را انتخاب میکنند و اقدام به ساخت آن میکنند؛ درصورتیکه باید استراتژی توسعه داشته باشند و مشخص باشد در سالهای آتی چه برنامههایی دارند و با ما برای تأمین نیازهایشان از پیش هماهنگیهای لازم را کرده باشند.، برای تولید یک تایر برای یک خودروی جدید، دستکم 6 ماه وقت لازم است، زیرا ساخت قالب تایر 3 ماه زمان نیاز دارد و کارهای طراحی و ساخت تایر نیز زمانبر است.

مهندس تفرشی- اگر خاطرهای یا مطلب دیگری دارید، بفرمایید.

دکتر ستوده- یادم میآید در سالهای دههی 60 که کیان تایر بودیم، وقتیکه با نیزه، بندها را میساختند و کار بسیار خطرناکی هم بود، نیاز به کارگران قویهیکل داشتیم؛ ولی الآن ماشین تایرسازی یونی استیج با دانش جدید، در 50 ثانیه تایر میسازد. از این پیشرفت فناوری احساس رضایت میکنم. اینکه دیگر نیازی به زور و کارهای خطرناک نیست و امروزه فقط با دانش بیشتر، میتوان خیلی بیشتر و آسانتر به بهرهوری رسید.

مهندس تفرشی- بله، آن زمان کارکنان شرکت تایرسازی یک جفت تایر که از مدیریت هدیه میگرفتند، 10 هزار تومان قیمت داشت و حقوق همکاران در حد 8 هزار تومان بود و برای کارکنان همین گرفتن تایر خیلی درآمد داشت.

دکتر ستوده- درگذشته روزهای سختی بوده است و باید به فکر روزهای خوب امروز باشیم و سعی کنیم روزهای خوبتری برای واحدها و کارکنانمان ایجاد کنیم. تولید خوب را کارکنانِ راضی انجام میدهند. کارکنانِ راضی هستند که باعث بالا رفتن کیفیت محصول میشوند. باید نیروهای خودمان را ازلحاظ دانش و ازلحاظ مالی تقویت کنیم و محصولی تولید کنیم که مردم از استفاده از آن لذت ببرند. من وقتی در مسافرتها با مردم صحبت میکنم و مردم از محصول ما تعریف میکنند، بسیار خوشحال میشوم و از اینکه پشت سر محصول ما بدگویی نیست، بسیار احساس افتخار میکنم.

خانم باقری- آقای دکتر ما دیدهایم که هر مهمانی که به کارخانهی شما میآید، به کمک او یک درخت در محوطهی کارخانه میکارید. این فکر چگونه به ذهن شما رسید؟

دکتر ستوده- ما بر این باوریم که یک بخش تایر به محیط ‌‌زیست مربوط است و باید برای آخر خط تولید تایر هم فکر کرد، وگرنه فاجعهی زیستمحیطی خواهیم داشت. یکی از مسؤولیتهای اجتماعی ما این است که تایری که استفاده‌‌شده است را بتوانیم از طبیعت دور کنیم و به کالای قابلمصرف تبدیل کنیم. ما در یزد کارخانهای کاملاً مستقل در کنار خودمان داریم به نام فراور لاستیک ایساتیس که این مهم را انجام میدهد. این کارخانه سالی 10 هزار تن تایرهای ضایعاتی را به پودر لاستیک یا ریکلیم تایر که ارزشافزوده بالایی دارد، تبدیل میکند.

در بحث درختکاری هم برای کمک به محیط ‌‌زیست، با همراهی میهمانانمان این کار را انجام میدهیم و بر روی هر درخت، پلاکی با نام همان میهمان و تاریخ بازدید ایشان از کارخانه را میزنیم. درحالحاضر هم بعضی از این درختان، برای مثال درختان زیتون و درختان دیگر بهبار نشستهاند. این یک خدمت زیستمحیطیست و اگر بتوانیم این فرهنگ را در کشور در همهی کارخانهها پیاده کنیم، محیط ‌‌زیست زیباتر و محیط کاری بهتری خواهیم داشت. یکی دیگر از کارهایی که ما در یزدتایر کردیم، کمک گرفتن از بانوان و استخدام آنها در خط تولید کارخانه است. بانوان ما از دانش و دقت بسیار خوبی برخوردار هستند و میتوانند بسیار کمککننده باشد. ما برای تولید تایرهای خود از بانوان استفاده میکنیم و برای اینکه مشکلی هم پیش نیاید، بر روی یک دستگاه تولید تایر یا در یک واحد مشخص، خواهر و بردار با هم یا بانوان به همراه همسرانشان کار میکنند.

مهندس تفرشی- آقای دکتر برای ماهنامه هم اگر پیشنهادی هست، بفرمایید.

دکتر ستوده- بهنظر من ماهنامهی بسیار خوبیست و اگر خبرهای شرکتهای تایرسازی بیشتر در ماهنامه چاپ شود، بهتر است. خوب است که با بازدید از کارخانهها، با مدیران و تکنیسینهای کارخانهها هم ارتباط برقرار کرده و خبرها و موضوعهای شرکتهای تایرسازی و صنعت تایر، در این ماهنامه که بهنوعی با نشریهی اصلی شما، یعنی نشریهی صنعت لاستیک ایران متفاوت است، به چاپ برسد.

مهندس تفرشی- آقای دکتر از وقتیکه به ما دادید، بسیار سپاسگزاریم.


اخبار مرتبط :
اخبار مرتبطی یافت نشد

NoavaranCms